شمس الدين محمد بن محمود آملي

9

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

سيزدهم آنكه به كلى سلب اختيار خود كند چنان كه در هيچ امرى از امور دينى و دنيوى بىمراجعت بارادت و اختيار شيخ شروع ننمايد ، چنان كه نخورد و نياشامد و نپوشد و نخسبد و نگيرد و ندهد إلا باجازت او ، و همچنين در عبادات مندوبه از صوم و افطار و اكثار نوافل و اقتصار بر فرايض و ذكر تلاوت و مراقبه بىاجازت و تعيين او شروع نكند ، و هر آنچه خاطر شيخ آن را كاره بود بدان اقدام ننمايد ، و بسبب اعتماد بر حسن أخلاق و كمال حلم و مدارات او آن را حقير نشمارد . چهاردهم آنكه در كشف واقعات اگر در خواب بود و اگر در بيدارى با علم شيخ رجوع كند . پانزدهم آنكه پيوسته منتظر و مترصد آن باشد كه بر لفظ شيخ چه ميرود و زبان او را واسطه كلام حق داند . شانزدهم آنكه در صحبت شيخ آواز بلند نكند چه رفع صوت به حضرت أكابر نوعى از ترك اوليست و از اينستكه حق تعالى فرمود : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ » هفدهم آنكه نفس خود را از تبسط منع كند و با شيخ بفعل يا بقول طريق مباسطت نسپرد ، چه بواسطه انبساط حجاب احتشام برخيزد . هيجدهم آنكه چون خواهد با شيخ از مهمات دينى و دنيوى سخنى گويد نخست از حال شيخ معلوم كند تا فراغت سماع كلام او دارد يا نه و بر طريق استعجال و هجوم بر مكالمت او اقدام ننمايد . نوزدهم آنكه حد مرتبه خود نگاه دارد و در چيزى كه نه مقام او بود و نه حال او سخن نگويد چه شايد كه در آن مضرتى باشد قال اللّه تعالى : « لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ » بيستم آنكه هر حال را كه شيخ آن را پنهان دارد از كرامات و واقعات و غير آن چون او بدان اطلاع يابد بايد افشاى آن نكند ، چه شايد كه شيخ را در آن